شمس الدين حافظ

430

ديوان كامل و جامع هديه حافظ ( فارسى )

346 - « مبتلاى فراق » كسى مباد ، چون من خسته مبتلاىِ فراق * كه عمر من همه بگذشت ، در بلاىِ فراق غريب و عاشق و بيدل ، فقير و سرگردان * كشيده محنتِ ايام و داغهاىِ فراق اگر بدستِ من افتد ، فراق را بكشم * به آب ديده دهم باز خون‌بهاىِ فراق كجا روم ، چه كنم ، حال دل كه را گويم ؟ * كه داد من بستاند ، دهد سزاى فراق فراق را به فراقِ تو مبتلا سازم * چنان كه خون بچكانم ز ديده‌هاى فراق من از كجا و فراق از كجا و غم ز كجا * مگر بزاد مرا مادر از براى فراق بداغِ عشق چو حافظ از اين جهت شب و روز * به بلبلانِ سحر مىزنم نواى فراق * توضيحات : خسته ( بيمار - مجروح ) مبتلا ( گرفتار ) بيدل ( كسى كه دل ندارد - عاشق ) سرگردان ( حيران ) محنت ( رنج ) داغ ( سوز آتش ) فراق ( جدايى - هجران - دورى ) آب ديده ( اشك ) خون‌بها ( تاوان ) كه ( چه كسى ) داد ( عدل ) سزا ( پاداش ) معنى بيت ( 5 ) ( جدايى را به هجران تو گرفتار مىكنم ، چنان كه از چشمان جدايى بجاى اشك خون بريزد ) معنى بيت ( 6 ) ( من كجا و هجران و غم كجا مگر اينكه مادرم مرا براى هجران كشيدن زاييده باشد ) معنى بيت ( 7 ) ( از آنجا كه مرا مادر براى كشيدن رنج فراق زاده ، به همين جهت است كه شب و روز مانند حافظ از داغ عشق تو با بلبلان سحر نغمهء هجران سر مىدهيم ) . * ترجمه : * نتيجهء تفأل : 1 - مانند كسى شده‌اى كه بيمار است ولى گرفتار فراق شده باشد و عاشقى غريب و بيدل و فقير و سرگردان كه محنت ايام كشيده و داغ فراوان ديده است كه بر اثر هجران ، اشك ديده جارى گرديده است ، فكر مىكنى كجا روى و چه كنى ؟ و حال دل را به چه كسى بگويى ؟ كه به فريادت برسد و اجر هجرانت را بدهد ، به شما مىگويم كه همين پنجشنبه به يكى از مشاهد متبركه برو و زيارتى كن و سورهء مباركه الكهف از آيه 1 تا 40 را با حضور قلب و معنى بخوان كه گشايش حاصل مىشود . 2 - تو كجا و فراق كجا و غم كجا ؟ زيرا مناسبتى با شما ندارد ، چون خيلى خود را گرفتار ساخته‌اى ، سعى كن از اين ورطه خويش را با سياست و كياست رهايى دهى زيرا عاقبت درد و رنج آن ممكن است نتيجه‌اش عالى باشد اما شما تحمل اين همه درد را نداريد . 3 - مژده‌اى مىرسد و شما خوشحال مىشويد اما قبل از آن به سفرى مىرويد و با يكى از رهروان حق آشنا مىشويد كه او موجب راهنمايى شما در اين راه خواهد شد پس از هم اكنون با ايمانى قوى و سرشار از تصميم و اراده گام برداريد كه آينده در دستان توانا و مصمم شما جاى دارد ، به‌طورىكه ديگران بر شما حسادت مىورزند . 4 - انجام اين نيت كمى با تأخير صورت مىگيرد ، سعى كنيد صبر و حوصله داشته باشيد ، خريدوفروش اشكال ندارد و سفر زيارتى بسيار عالى است به شرط آنكه همراه با خانواده باشد . 5 - خواجه در بيت‌هاى 1 - 2 - 3 - 4 به ترتيب فرمايد : ( الهى كسى مانند من بيمار و گرفتار فراق نگردد زيرا عمرم سراسر در بلاى فراق سپرى شد ) ( عاشقى هستم غريب و فقير و سرگردان كه رنج ايام كشيده و داغ هجران ديده‌ام ) ( اگر هجران به دستم بيفتد ، آن را از بين مىبرم و اشك چشم را خون‌بهاى آن مىدهم ) ( كجا روم و چه كنم و حال دل را به چه كسى بگويم كه به فرياد من برسد و اجر هجرانى كه كشيده‌ام به من بدهد ) خود تفسير كنيد . 6 - رايانه و اينترنت مىتواند سرگرمى خوبى باشد اما مشاور خوبى نيست ، از طريق امواج خبرى دريافت مىكنيد .